محمد طاهامحمد طاها، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

◕‿◕قلب مادری◕‿◕

طعم جدید

  شیرینی زندگی من...  دیگه داری  ٦ماهه میشی... میدونم  حس میکنی  که با چه عشقی شیر میخوری نفسم. گواری وجود نازنینت ولی از امروز در کنار شیر غذای کمکی رو با مشورت اقای دکتر شروع کردی... فرنی ارد برنج ...  اینم عکسای امروز... تلاش من و شیطونی تو ...نوش جونت                             طاهای گلم امروز برات از خدای بزرگ خواستم همیشه روزی حلال توی سفره ات باشه... نمیدونم وقتی این وبلاگ رو میخونی چندسالته...من کجام ...
25 آبان 1390

6 ماهگیت مبارک گل بهارم

هزار سال عمر با عزت و سلامتی داشته باشی عزیزدلم   پسر نازم نهایت عشقی برام...همه چیزم در لبخند تو خلاصه شده.   نیم سالگیت مبارک   طاها گلی جون یه سعادت بزرگ نصیبت شده   اونم اینه که تولد ٦ماهگیت یا همون نیم   سالگیت مقارن شده با عید غدیر خم.   انشاالله   هزار سال عمر با عزت و سلامتی داشته باشی عزیزدلم       ددا دیددا گگه دگگگا دددا دیدددا دددادددیدددا....امممم اماااااا   دیددا..اونگوووو ددد دددا دیدددا ددا زددده امممم اماا هممممم هادادا هدددددده دددا   دنههههه هه نه دددددا....... دقیقا همینا رو میگی   و...
24 آبان 1390

من از خدا خواستم ...

من از خدا خواستم ...   من از خدا خواستم به من توان و نيرو دهد و او بر سر راهم مشکلاتي قرار داد تا نيرومند شوم. من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد و او پيش پايم مسايلي گذاشت تا آنها را حل کنم. من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند و او به من فکر داد تا براي رفاهم بيش تر تلاش کنم. من از خدا خواستم به من شهامت دهد و او خطراتي در زندگيم پديد آورد تا بر آنها غلبه کنم. من از خدا خواستم به من عشق دهد و او افراد زجر کشيده اي را نشانم داد تا به آنها محبت کنم. من از خدا خواستم به من برکت دهد و خدا به من فرصت هايي داد تا از آنها بهره ببرم. ...
23 آبان 1390

لطافت استقامت

    مردم اغلب بی انصاف ، بی منطق ، و خود محورند ولی آنان را ببخش. اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند ولی مهربان باش . اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت ولی موفق باش . اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش . آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ولی سازنده باش . اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند ولی شادمان باش . نیکی های درونت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش . بهترینهای خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد . و در نهایت می بینی هر آن چه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم . &...
23 آبان 1390

فرشته های کوچولو

پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی با همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های ناب بی تکرارمان مادری از جنس باران داشتیم در کنارش خواب آسان داشتیم یا پدر اسطوره دنیای ما قهرمان باور زیبای ما قصه های هر شب مادربزرگ ماجرای بزبز قندی و گرگ غصه هرگز فرصت جولان نداشت خنده های کودکی پایان نداشت هر کسی رنگ خودش بی شیله بود ثروت هر بچه قدری...
23 آبان 1390