محمد طاهامحمد طاها، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

◕‿◕قلب مادری◕‿◕

کادوهایه محمد طاها

این هواپیمارو خاله افسانه بهت داده. این موتور کنترل دار رو زهرا خانم دختر عمویه بابایی برات خریده. این عروسکم دوستهای مامانی برات آوردن. این موتورم خاله افسانه بهت داده. این بازی شطرنجرو دوستایه مادری برات خریدن. این تلفنم دوستای مادری برات آوردن. اینم پدر از کربلا برات آورده.   اینم عمه احترام و عمه محترم و لعیابرات خریدن. این ماشینم وقتی به دنیا آمدی دایی میثمت برات آورد.     اینم شاخه نبات تزیین شدس که خانم مهندس موییدی آورده. این جوجه اردکم عمو علی با یه سکه پارسیان وقتی اولین بار رفتیم خونشون بهت داد. این گل و گلدانم دوستها و کارمندهای مدرسه...
11 مهر 1390

عاشقانه با تو

نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم. چون دنیا یه روز تموم میشه............ نمیخوام بگم که مثله گلی....... چون گل هم یه روز پزمرده میشه.................. نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثله شبهای پر ستارس.................. چون شب هم بالاخره تموم میشه................ نمیخوام بگم که مثله آب پاکی و زلالی.................... چون آب که همیشه پاک نمیمونه.................. نمیخوام که بگم دوستت دارم............... چون من که اصلآ دوستت ندارم................... بلکه من عاشقتم. ...
11 مهر 1390

برای نفس مادری

پسرم لحظات شادی خدا را ستایش کن لحظات سختی خدا را جستجو کن لحظات آرامش خدا را مناجات کن لحظات درد آور به خدا اعتماد کن و در تمام لحظات خداوند را شکرکن.   ...
11 مهر 1390

بدون عنوان

دیدن روی تو بر دادن جان می ارزد                                          لحظه ایی پیش تو بودن به جهان می ارزد ...
11 مهر 1390

شکرگزارم که 100 روز گذشت

طاهای عزیزم   ١٠٠ روزگی ات مبارک خدا رو شکر گزارم برای سلامتیت و ازش خواستم به دلبند سالم و با هوشم  عمری با عزت و سلامتی و ایمانی محکم عطا کنه و به پاس دادن تو نذرم و ادا کردم. چقدر خوشحالم که لایق داشتنه فرشته ایی چون توام. از بودن با تو لذت میبرم از شنیدن صدای قشنگت که یاد گرفتی منو صدا کنی و توجهمو جلب کنی و هر بار که نگات میکنم زیباترین لبخند دنیا رم بهم میزنی و منو به اوج میبری. مهربانا سجده شکرم را پذیرا باش.   ...
11 مهر 1390

نمیگم............

                                         نمیگم                                     که رو زمین عاشقترینم نمیگم برای تو من بھترینم نمیگم   که ثروت دنیا رو دارم نمیگم که قدرت خدا رو دارم نمیگم که خورشید و ماه برات میارم ...
11 مهر 1390

ماه آسمونم...

  سلام ماه من دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمون اما ھر چی گشتم اثری از ماه نبود که نبود  گفتم بیایم سراغ خودت احوال مھتابیت چطوره ؟  چه خبر از تمام خوبی ھات و قشنگیھات ؟ چه خبر از تمام صبرھات در برابر تمام بی حوصلگی ھای من ؟  یه وقت خسته نشی و بری ماه دیگری بشی  ھیچ کس بھ اندازه من نمی تونه آسمونت باشه تو فقط ماه من بمون و باش ماه من مراقب خاطراتمون ، روزھای با ھم بودنمون خلاصھ کنم بھونھ ی موندنم مراقب خودمون باش ...
11 مهر 1390