محمد طاهامحمد طاها، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

◕‿◕قلب مادری◕‿◕

با حضرت دوست

خدایا ... تو را شکر می گذارم بر سرنوشت نیکی که برایم رقم زده ای بر بدیها و بلاهایی که از پیش پایم برداشته ای پس نصیبم را از مهربانیت به مواهب جهان و آنچه در آن است .. محدود و منحصر مکن... آمین یا رب العالمین ...
9 مهر 1390

همدان و خریدهای محمد طاها

   این سه مموعه کتاب تقویت هوش نوزاد رو بابایی برات خرید.    این مکعبهای رنگی رو هم بابایی برات خرید. این پستونک "صدف  "کلاه و شیشه شیر و ظرف غذا رو هم مامانی برات خرید. آخه شیشه خودت کوچیک شده بود و دیگه با اون سیر نمیشدی. پستانکهاتم میفتاد زمین کثیف میشد منم یه پستونک صدفی برات خریدم که وقتی می افته زمین درش بسته شه و کثیف نشه. ظرف غذاتم چینی و بزرگ بود منم اینو خریدم که تو کیف جا بگیره و همه جا بتونم ببرمش. مبارکت باشه گله همیشه بهارم. ...
9 مهر 1390

الفبای زندگی

الفبای زندگی ...! الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها ج: جسارت برای ادامه زیستن چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه ح: حق شناسی برای تزكیه نفس خ: خودداری برای تمرین استقامت د: دور اندیشی برای تحول تاریخ ‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل ر: رضایت مندی برای احساس شعف ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها س: سخاوت برای گشایش كار ها ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج ص: صداقت برای بقای دوستی ض: ...
30 شهريور 1390

یه شعر زیبا

  یه شعر زیبا شب که میشه ستاره ها راهی آسمون میشن دور و بر ماه میشینن همدل و همزبون میشن   شب ها بیا کنارهم به آسمون نگا کنیم ستاره ها را ببینیم با همدیگه دعا کنیم   به یاد بیاریم که خدا ما آدما را آفرید ماه  قشنگ نقره ای ستاره ها را آفرید   بیا با هم بگیم خدا، خدای پاک و مهربون هر کسی که به  یادته به آرزوهاش برسون  ************************** ...
30 شهريور 1390

چرا باید مادر را دوست داشت

چون ما را با درد به دنيا می‌آورد و بلافاصله با لبخند می‌پذیرد چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما  بريزند ، پشت دستشان می‌ریزند چون وقتی تب می‌کنیم، آن‌ها هم عرق می‌ریزند  چون وقتی توی میهمانی خجالت می‌کشیم و توی گوششان می‌گوییم سیب می خوام، با صدای بلند می‌گویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی می‌کند و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک می‌زند، با پدر دعوا می‌کنند چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد چون وقتي تازه ساعت يازده شب ...
15 شهريور 1390

آموزش بچه داری (طنز)

وقتی نوزاد رو می خواین بلند کنین کلشو نکشین، کنده میشه ! ادامه … با نوزاد شطرنج حرفه ای بازی نکنین مخش نمیکشه ! مگه کاسپاروفه به جاش دالی بازی کنین وقتی میرین خرید بچه رو زیر وسیله ها دفن نکنین خفه میشه میمیره ! برای ورزش هارتل دست نوزاد ندین در این زمینه ناتوانه ، خودتون نرمشش بدین بچه رو یواش بالا و پایین کنین، شیش متر پرتش نکنین هوا، میره دیگه پایین نمیاد ! بچه رو میخواین ماساژ بدین، کاراته نزنین پشتش، نخاش از تو هلقش میزنه بیرون ! اگه میخواین خشکش کنین با پارچه خشک کنین. تو ماشین لباسشویی نندازین، حتماً میمیره !! برای حمام کرد...
15 شهريور 1390