محمد طاهامحمد طاها، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

◕‿◕قلب مادری◕‿◕

دلتنگی

  دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن خورشید همیشه خندان ، آ سمان همیشه آ بی زمین همیشه سبز و ک وههای همیشه قهوه ای دلم برای خط کشی کنار دفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی برای گونیا و نقاله و پرگار و جامدادی دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته برای اولین زنگ مدرسه برای واکسن اول دبستان برای سر صف ایستادن ها برای قرآن های اول ص بح و خواندن سرود ایران اول هفته دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد دلم برای ضربدر و ستاره دلم برای ترس از سوال معلم کارت صد آفرین بیست داخل دفتر با خودکار قرمز و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن...
17 دی 1390

لوگوی امیر محمد و اسرا کوچولو

در صورتی که مایلید فقط لوگو را در وبلاگ خود قرار دهید از کد موجود در کادر کوچک استفاده کنید و اگر مایلید علاوه بر لوگو کد نیز در زیر آن قرار گیرد از کد موجود در کادر بزرگ استفاده نمایید. <p align="center"><a href="http://amirmohamad_asra.niniweblog.com/" target="_blank"><img border="0" src="http://www.niniweblog.com/upl/mohamad-taha-jooon/13258380690.gif?83" alt="خاطرات امیر محمد و اسرا کوچولو" ></a><br><input onclick="this.select()" type="text" width="356" name="T1" size="15" value='<!-- start logo cod off http://amirmohamad_asra.niniweblog.com/ --><p align="center"><p align="center">...
16 دی 1390

شما یادتون نمیاد

  شما يادتون نمياد، تو دبستان زنگ تفريح كه تموم مي شد ماموراي آبخوري ديگه نمي ذاشتن… آب بخوريم. شما يادتون نمياد، شبا بيشتر از ساعت ۱۲ تلويزيون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملي و پخش مي كرد و قطع مي شد…. سر زد از افق…مهر خاوران ! شما يادتون نمياد، قبل از شروع برنامه يه مجري ميومد اولش شعر مي خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام مي كرد…آخرشم مي گفت شما رو به ديدن برنامه ي فلان دعوت مي كنم.. شما يادتون نمياد، تو نيمكت ها بايد سه نفري مي نشستيم بعد موقع امتحان نفر وسطي بايد ميرفت زير ميز. شما يادتون نمياد، سرمونو مي گرفتيم جلوي پنكه مي گفتيم: آ آ آ آ آ آآآآآ شما يادتون نمياد، ولي نوك مداد ...
16 دی 1390

زیباترین ها

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود زيبــــــاترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زيــــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيبــــــــاترين هديه عمرم لبخند توبود زيـــباترين تنهاييم دوری از تو بود زيـباترين اعترافم عشق توبود . بدون شرح ...
15 دی 1390

مربوط به مامان پریسا جوووووون

  در صورتی که مایلید فقط لوگو را در وبلاگ خود قرار دهید از کد موجود در کادر کوچک استفاده کنید و اگر مایلید علاوه بر لوگو کد نیز در زیر آن قرار گیرد از کد موجود در کادر بزرگ استفاده نمایید. " size="15" />   <p align="center"><a href="http://parisajoon.niniweblog.com/" target="_blank"><img border="0" src="http://s1.picofile.com/file/7235532896/999999999999999999999999999.gif" width="200" alt="پریسای عزیز" height="200"></a><br><input onclick="this.select()" type="text" width="356" name="T1" size="15" value='<!-- start logo cod off http://parisajoon.niniweblog.com/ --><p al...
14 دی 1390

به کسي اعتماد کن

پسر عزیزم: به کسي اعتماد کن که بتواند سه چيز تو را تشخيص دهد اندوه پنهان شده در لبخندت را، عشق نهان در عصبانيتت را و معناي حقيقي سکوتت را... ...
14 دی 1390

عاشقانه ای برای تو...

پسرک شیرینم! عاشقت می شوم با هر بار بوییدنت...با هر بار بوسیدن گونه های لطیفت.. عاشقت می شوم با هر لبخند شکرینت و هر بار که مرا به قهقهه های نمکینت مهمان میکنی...هر روز صبح که تو را در آغوش میکشم و دوباره به یاد می آورم که من یک مادرم دوبار سرشار میشوم و لبریز از عشق مادری...تو را به سینه می فشارم و تو نه تنها از این فشار ناراحت نمیشوی که لبخندی زیبا در پاسخم میدهی و من گیج میشوم که چگونه است که تو مرا حس میکنی و احساس مرا...بوسه باران میکنم تمام تنت را و هر آنچه خالق زیبای ما به زیبایی در تو نقش زده است ....کاش میشد خدایم را هم ببوسم و تمام سپاسگذاریم را یکجا به او تقدیم کنم...اما مگر نه اینکه تو بوی او را میدهی؟و این مه...
14 دی 1390

وای که عشق میکنم میخندی

وای که عشق میکنم میخندی وقتی اون لثه های صورتی و نازت رو میدیدم موقع خندیدنت  یا وقتی دستمو با دستای کوچولوت میگرفتی و میبردی سمت دهنت , منم با نوک انگشتام لثه های پنبه ایت رو لمس میکردم چندوقتی بود سفت شده بودن.... دکتر که میگفت فعلا از دندون خبری نیست مهربونم...شیرینم...عزیزترینم شب عاشورا خیلی بد خوابی کردی صبح  که بیدار شدی و مثل هر روز شیرین ترین لبخند دنیا رو بهم دادی...  وییییی که خیلی حس نابیه  ماه من بالندگیت پیاپی... خدایا سپاس     دوستت دارم... عاشقتم ...میپرستمت ...
12 دی 1390

تولد مامانی

  سلام ماه آسمونم :     گل قشنگم دیروز روز تولد مامان بود   اما اینبار تولد من با تمام سالهای پیش فرق میکرد یه فرق خیلی مهم و اساسی.    امسال کسی توی تولد من حضور داشت که نیمی از وجود خودم بود و من یکی از زیبا ترین احساساتم رو تجربه کردم.  آره همه ی زندگی من  حضور تو توی جشن تولد من به همه چیز یه رنگ و بوی خاص دیگه ای داده بود احساسی که هیچ جوری نمیتونم توصیفش کنم .  خلاصه اینکه ستاره ی من  دیروز یکی از بهترین روزای عمر من بود حس میکنم نیروی بیشتری گرفتم واسه مراقبت و ب...
12 دی 1390