زیباترین آغاز
و تو آمدی...
آمدنت چه شیرین بود برایم....چونان نسیمی خنک از جانب بهشت که بر صورت تبدار
عاشقی وزیده باشد و عطر معشوق را در مشامش زنده کند...
عزیزکم!
در آغوش کشیدنت ،بوییدنت ، نوازشت ، نگریستنت برایم بسیار گواراتر از آن است که
انتظار داشتم...
تو چه پاداش بزرگی بودی برای نه ماه انتظارمان...و چه زود میگذرند دردها و رنجها
وقتی سر کوچکت را بر شانه هایم میگذاری و با لالایی ضربان قلبم به خواب میروی...
چه بیتاب میشوم با گریه هایت و چه اوج میگیرم با لبخند زیبایت...حال میفهمم
اینکه تو پاره ای از وجود منی یعنی چه...
و چه عاشقانه دوستت دارم...
تولدت مبارک نازنینم! تولدی برای تو و تولدی برای من و پدرت...مادر شدن و پدرشدن
برای ما کمتر از ورود تو به این دنیای بزرگ تکان دهنده و باورنکردنی نبود...
هنوز هم نمیتوانم باورکنم که خدای بزرگ مارا لایق چنین موهبتی دانست...
معبود مهربانم تو را شکر برای این معجزه بزرگ...تورا شکر برای لبخند دوباره ات
به زمینیان ...تو را شکر برای امید دوباره ات به انسان...
فرزندم را در در آغوش مهربانت محافظ باش چرا که آغوش مادرانه من تنها قطره ای
از عشق را به او خواهد چشاند...
یاریم کن تا انسان پاکی را که به امانت به ما سپردی آنگونه بپروریم که تو میپسندی...
.................................


زیباترین آغاز
