یک شب پر از استرس واسه منو بابایی
سلام پسره گلم.
فردا قراره منو بابایی ببریمت واسه واکسن 6 ماهگیت.

آره تعجب نکن میدونم فعلآ چند روزی مونده که 6 ماهت تموم بشه اما مجبورم قلبو امیدم.
آخه سه چهار روزه دیگه خاله روحی از مکه میاد و ما هم چند روزی میخوایم بریم اونجا.
میترسم اونجا تب کنی و اذیت بشی آخه شنیدم واکسن 6 ماهگی یه خورده سخت تر از 4 ماهگیه.
دردو بلات بخوره تو سره مادری.
دل تو دله منو بابایی نیست.
خیلی از فردا میترسم اما به این امید دارم که پسره من برای خودش مردی شده و طاقتش زیاده.
اگه مجبور نبودم و واکسن برای سلامتیت خوب نبود هیچ وقت حاضر نمیشدم تو همچین دردی رو تحمل کنی .

امیدوارم فردا زیاد اذیت نشی مادری جون.

مهربانا خودت کمکش کن.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک شب پر از استرس واسه منو بابایی
