بوسه
آن هنگام که لبهای لطیف و کوچکت ناشیانه صورتم را لمس می کند من می گذارم به حساب یک بوسه کودکانه ... 
انگار که در بهشت خدایم ... 
بهشت یعنی مکان امن الهی ، یعنی تمامیت نعمت . من نعمت بارانم با داشتن تو ... و این می شود بازی بین من و تو برای دقایقی : " مامان بوس کنه ... محمد طاها بوس کنه " یکی من ... یکی تو ، ولی سهم من دو دنیا شادی...
و تو چه بی آلایش محبت نثار می کردی آن شب ... ٢١ بهمن ماه 1390 ...شده بودی ستاره مجلس!![]()
برکه آرامشم : تو بی شک میدانی که چه جانی در تمام بوسه های مادر است....در نگاه مادر است ... در امیدها و نگرانی های مادر است ...تو تمام آرزوهای مادری !![]()
خدایا حال که اینهمه زیبایی و شکوه را نثارم کردی ، اگر لایقم اگر نه ، اگر فرموشکارم اگر غافل ،بنده حقیر توام پس تا نفسم هست داده هایت را از من مگیر ... و این فرشته ای را که با خواستن تو قدم در دنیا گذاشته است همیشه سلامت بدار ! 
تا همــــــــــــــیــــــــــــــــشــــــــــــــــه ...![]()



بوسه
