محمد طاهامحمد طاها، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره

◕‿◕قلب مادری◕‿◕

ماه مبارک رمضان

1390/5/18 15:57
نویسنده : مامان مریم
376 بازدید
اشتراک گذاری
پسرم برکت زندگی سال پیش ماه رمضان بزرگترین آرزو داشتن تو ....
چقدر خدا مهربونه
طاهای عزیزم........
پسر رمضانی من
امسال تو در آغوشم هستی
من شکر گزار خالقم و لبخند آرامش بر لبانم جاریست .
ان شا الله خدای مهربون به حق این ماه عزیز همه کسانی رو که آرزوی مادر شدن دارن این موهبت الهی رو نصیبشون کنه .
آمین

طاها جون هیچ میدونی امروز اولین روز از اولین میهمانی خداست که تو درک میکنی.شاید خیلی بهتر از ما ...

تو هستی و مثل

همه ما میدونی که الان سفره ای پهن شده به وسعت همه درک تمام بشریت...

و ما همه چشم به دستای مهربون صاحبخونه داریم که بهترین ها رو جلوی مابگذاره...

پسرک معصوم من!

دعا کن برای همه ما،برای همه اونایی که میخوان یه فرشته کوچولو مثل تو داشته

باشن و ندارن..دعا کن برای همه مادرایی که فرشته های نازشون رو تخت های

بیمارستان بسترین...برای همه فرشته های بیگناه و مضطربی که سایه سر ندارن..

........................................................

کسی به من نگفته بود که وقتی مادر میشی محکومی که تا پایان دنیا مادر

تمام دنیا بشی...مادر تمام بچه های معلول...تمام بچه های بی مادر...تمام

بچه های طلاق...تمام بچه هایی که سر چهار راه آدامس میفروشن...تمام

 بچه هایی که تو سوز زمستون با یه لا پیرهن تو بغل یه کولی برای جلب ترحم

مردم به عابرای پیاده خیره میشن...

هیچ کس نگفته بود که اعلامیه ترحیم هر جوونی رو ببینی باید قلبت اینقدر فشرده

بشه و فکر مادرش دیوونت کنه...که ....

راستی چرا هیچ کس نگفته بود؟...چرا این راز بین مادرا پنهانه و هیچ مادری

اونو به زبون نمیاره که مادر بودن اینقدر سخته؟

چرا تا وقتی این حسو نداشته باشی نمیتونی بفهمیش؟

آره پسرکوچولوی من!

خوشحالم که تو هیچوقت نخواهی فهمیدمادر بودن یعنی چی...

پس یادت نره دعا کنی...برای همه ما...برای فرشته ها و مادراشون...

 دوباره داره حال و هوای شهر عوض میشه ( البته خدا کنه که عوض بشه ) دوباره داره بوی خدا توی دلمون می پیچه ( البته خدا کنه که بپیچه ) دوباره داره ماه خوب خدا ، ماه مبارک خدا ، ماه رمضان از راه میرسه ( البته خدا کنه که ما بتونیم این ماه عزیز و درک کنیم ) دوباره تلویزیون داره یادش میفته که خدایی هم هست ( کاشکی همیشه تو یادش می موند) 

اما...........

جدی جدی دوباره داره ماه رمضان از راه میرسه ها..... دوباره سحر و افطار و خدا ....

خدای مهربون ما ، من روسیاه ترین بنده عالم وجود رو ببخش و پاکم کن تا بتونم با احترام وارد ماهی بشم که سراسر مبارک و محترمه 

ای خدای مهربون ما ، من حقیر ترین بنده ی عالم رو مورد عنایت قرار بده تا بتونم از این همه برکت تو ماه عزیزت نهایت استفاده رو ببرم 

ای خدای مهربون ما ، من غافل ترین بنده ی خودت رو یاری بده تا نه مثل همیشه بلکه یه جور تازه از خواب غفلت بیدار شم 

ای خدای مهربون ما، من ....

ای خدای مهربون ما ، من....

ای خدای مهربون ما ، تو ارحم الراحمینی به این همه مهربونی و بخشندگی من و ببخش 

یا غفار الذنوب 

یا ستار العیوب 

یا ارحم اراحمین 

(چقدر دلم ماه رمضون می خواد چقدر دلم خدا می خواد ، خدا جونم روی ماهت و می بوسم که عزیزترینمی )

ماه رمضان

دیگه نمیتونم بنویسم چون تو از خواب بیدار شدی و داری گریه میکنی فقط در آخر میتونم بگم خدایا شکرت ممنون که این همه خوبی ... 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)