محمد طاهامحمد طاها، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

◕‿◕قلب مادری◕‿◕

لبخند پسرم

پسرم.. همه زندگیم ..خوشبو ترین گل باغم... عاشقانه لبخند ها و چشمک زدن هات رو دوست دارم.شیرین کاریهات مجنونم کرده... با تو دوبار ه پر زدن برای من حقیقته..     دیدن یک لحظه نگات مثل نفس غنیمته... امید زنده بودنی....برگ خزون بغض من..   بغض دلم که بشکنه رو شیشه بارون می زنه... یاد قشنگ و ناز تو تنها امید بودنه...         یادت باشه یادم باشه دلم برات پر میزنه... ...
5 آذر 1390

هرگز نديدم بر لبی لبخند زيباى تورا

سلام پسر نازم : عاشقانه شیطنت هات/ورجه وورجه ها/ کنجکاویهات و همه آتیش سوزوندن هات رو دوست دارم. خدا رو شکر میکنم که یه پسر سالم و غبراغ بهم داده تا این همه شیطونی کنه..... پسر مهربونم می خوام بدونی با وجود اینکه هر روز بزرگ و بزرگتر میشی ولی آغوش من تا هیشه اندازه توست..حتی آن زمان که تو مردی بالنده و من پیر زنی فرتوت شده باشم گوش مادر تا همیشه منتظر شنیدن حرفهایت و شانه هایم آماده کشیدن غصه هایت است...  دوست دارم بودنت را....بودنت ر ا دوست دارم....           ...
5 آذر 1390

ضربان قلب مادر

سلام پسر خوب و مهربونم... دوباره اومدم تا بهت بگم چقدر دوستت دارم و فقط به اميد تو زنده ام.  قلبم فقط به عشق تو به تپيدن ادامه داد.. ...
5 آذر 1390

به یاد داشته باش

 پسرم خوبم... قشنگ ترین بهونه زندگی مادر به یاد داشته باش که : هرگاه تنها شدی و به دنبال پناه گاهی می گردی به او توکل کن و بدان که:  ارزش هر مرد به قدر همت اوست... پس همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند نازنینم : خدای نا دیدنی را نه فقط در آنچه داری بلکه در آنچه نداری ببین تا ببینی که چقدر دیدنی ست.  ...
5 آذر 1390

براي او

گاهي گمان نمي بري و ميشود گاهي نمي شود كه نمي شود گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است.... گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود..... گاهي گداي گدايي و شهر نيست .... گاهي تمام شهر گداي تو مي شوند.... ...
5 آذر 1390

دل نوشته های مادر

پسرم: خستگی را تو به خاطر مسپار که افق نزدیک است.. وخدایی بیدار ..که تورا می بیند.. و به عشق تو همه حدثه ها می چیند... تا تو یادش افتی وبدانی که همه حاصل از اوست.. وهمینش کافیست..   ...
5 آذر 1390

شروعي ديگر

سلام عسل مامان: پسر نازنينم... مهم نيست كه از كجا مثل يك معجزه آمدي مهم نيست كه چه شد مهم اين است كه هستي مهربان بمان دوست بدار عشق بورز حس كن و نفس بكش هواي زندگي را بياموز لطافت را و بمان براي من و همه آنها كه دوستت دارند و فراموش نكن كه عزيزي و عزيز ميماني     ...
5 آذر 1390