محمد طاهامحمد طاها، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

◕‿◕قلب مادری◕‿◕

زن...مادر....عاشق

همیشه وقتی زنی رو میدیدم که کودکی در آغوش داره برام سوال بود که چقدر فرزندشو دوست داره؟؟ بارها این سوالو از کسایی که برام امکان داشت پرسیده بودم و حتی از مادرم..... جواب همه یکی بود خیلی... آخه برام قابل هضم نبود این خیلی یعنی چقدر..... و این عشق آیا تو وجود همه مادران یکسانه؟ به مادرهایی برمیخوردم که کوچولوشون نقصی داشت یا به نظر زیبا نبود..... ولی باز هم همون محبت و همون عشق..... و همون خیلی..... ولی زمانیکه برای بار اول باردار شدم  معنی این خیلی رو فهمیدم. طاهای عزیز دلم...میوه ی وجودم...پادشاه قلبم وقتی تو بدنیا اومدی.....وقتی بغلت کردم...وقتی بوسیدمت و بوییدمت...وقتی شیره جانم رو مکیدی... چه زیبا مادر بودنم...
7 آبان 1390

من اگه 100 تا دل داشتم یکی رو به نامت می کردم و بقیه رو فدات ...

همسر مهربانم : در خلوت من جز تو کسی راه ندارد     رخسار فریبای تو را ماه ندارد   غمنامه ی من غصه ی چشمان تو باشد  غیر از تو دلم دلبر دلخواه ندارد .     باید از عشق بسازم غزلی قابل تو                        غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو دلی از جنس بهار است که تقدیم تو باد                      سبز باشی و دلت خانه ی پاییز مباد .   طاها جان تو ثمره عشق منو بابایی هستی ...
4 آبان 1390

تقدیم به مامانم که زندگیم رو مدیونشم

بدن انسان می تونه تا ۴۵ واحد درد رو تحمل کنه.   اما زمان تولد بچه، یک زن تا ۵۷ واحد درد رو احساس می کنه   !این معادل شکسته شدن همزمان ۲۰ استخوانه   ...مادرتون رو دوست داشته باشید من وقتی پسرمو به دنیا آوردم تازه قدر مادرم رو دونستم و فهمیدم    هیچ چیزی نمیتونه جبران همه خوبی های مادرم باشه.......   با تشکر و سپاس از مامان کوثر. ...
29 مهر 1390

به یاد لالایی های کودکی

  لالائیت میکنم با دست پیری که دست مادر پیرو بگیری لالائیت میکنم خوابت نمیاد بزرگت میکنم یادت نمیاد لالا لالا گل سوسن سرت بردار لبت بوسم لبت بوسم که بو داره که با گل گفتگو داره گل سرخ منی زنده بمونی ز عشقت می کنم من باغبونی تو که تا غنچه ای بویی نداری همین که وابشی از دیگرونی لا لايي پسرم بزرگ شدي لالاييام يادت نره چقدر برات قصه بگم دوباره خوابت ببره چقدر نوازشت كنم تا تو به باور برسي اين دوتا دستاي منه تو اون روزاي بي كسي وقتي مادر قصه هات خم شده پيش روي تو اگه چروك صورتم ميخره آبروي تو لالاييام يادت نره لالاييام يادت نره بذار برات قصه بگم دوباره خوابت ببره بذار برات...
29 مهر 1390

بدون عنوان

طاهای گلم وقتی تو آمدی پاییز دلم بهار شد، کویر دلم گلستان شد.   وقتی تو آمدی قلب شکسته ام پر از عشق شد،  زندگی ام پر از طراوت و تازگی شد. ...
29 مهر 1390

تقدیم به بهترین و زیباترین عشق زندگیم که جنسش کیمیاست ومهرش صفاست و حسابش از همه جداست

ای عشق ، ای ترنم نامت ترانه‌ها معشوق آشنای همه عاشقانه‌ها ای معنی جمال به هر صورتی که هست مضمون و محتوای تمام ترانه‌ها با هر نسیم، دست تکان می‌دهد گلی هر نامه ‌ای ز نام تو دارد نشانه‌ها هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت : گل با شکوفه، خوشه ی گندم به دانه ها شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز دریا به موج و موج به ریگ کرانه ها باران قصیده‌ای است تر و تازه و روان آتش ترانه‌ای است به زبان زبانه‌ها اما مرا زبان غزلخوانی تو نیست شبنم چگونه دم زند از بی‌کرانه‌ها کوچه به کوچه سر زده‌ام کو به کوی تو چون حلقه در‌ب...
29 مهر 1390