خدایا نمی گویم دستم را بگیر : عمریست گرفته ای مبادا رهایم کنی !
طاها پسر گل مامان چند روزی است که سرما خورده طفلی هنوز خوب نشده و داره اذیت میشه پسر گلم نمی دونی چقدر دلم میشکنه که نمی تونم در کنارت باشم تا بیشتر مواظبت باشم عزیزکم دوست دارم وقتی بزرگ شدی بتونی درکم کنی که بعضی موقعها شرایط اونجوری که ما می خواهیم وفق مراد نمیشه پسر نازم دوست دارم وقتی بزرگ شدی انسانی باشی محکم و با اراده تا بتونی در مقابل مشکل و ناخوشی های روزگار قد خم نکنی هر چند تا زمانی که نفس دارم به لطف و اراده خدا و به کمک بابایی تمام سعی خودمون رو خواهیم کرد که همه مسیر ها را برایت هموار کنیم تا اینده ای درخشان داشته باشی عزیزم تو ثمره عشق ما هستی دوست دارم این لیاقتو ...
نویسنده :
مامان مریم
10:23


